فیلم سینمایی 20

فیلم سینمایی نارنیا2

خلاصه داستان : یکسال از حوادثی که برای پیتر ، سوزان ، ادموند و لوسی با وارد شدن به سرزمین نارنیا از طرق جارختی اتفاق افتاد ، گذشته است . آنها یکروز که وارد یک ایستگاه قطار شده اند بطور جادویی مجدداً وارد سرزمین نارنیا می شوند . هزار سال نارنیایی از خروج آنها از این سرزمین گذشته است ، حیوانات ناطق از بین رفته اند و یک شاه شیطانی و سنگدل به اسم میراز بر آن سرزمین حکمرانی می کند . این چهار کودک در ادامه با موش شجاعی به اسم ریپی چیپ آشنا می شوند و بکمک او می کوشند تا شاه میراز را سرنگون کرده و شاهزاده کاسپین را که اکنون در تبعید بسر می برد و وارث برحق پادشاهی است ، بجای او بر تخت حکمرانی بر سرزمین نارنیا بنشانند و در این بین یکبار دیگر اصلان نیز به کمک آنها می آید .

یک سال بعد پادشاه و ملکه نازنیا خود را دوباره در قلمرو پیدا می کنند و متوجه می شوند که 1300 سال از زمان نارنیا گذشته است . در دوره غیبت آنها عصر طلایی نارنیا پایان یافته و این سرزمین به دست کسانی به نام Telmarine ها تسخیز شده و پادشاه شیطان صفت آنها یعنی میراز بر آنجا حکومت می کند. چهار بچه به زودی شخصیت عجیبی پیدا می کننند، شاهزاد جوان یعنی کاسپین که جانشین برحق تاج و تخت است و مجبور شده پنهان شود در می یابد که عمویش میراز قصد دارد او را بکشد و پسر خود را جانشین او سازد.
بازیگران : بن بارنس ، پیتر دینکلیج ، آنا پاپل ول
کارگردان : اندریو آدامز
ژانر : اکشن - فانتزی - تخیلی - حادثه ای
تاریخ اکران : 16 می 2008
بودجه : 200 میلیون دلار
کمپانی : Buena Vista Pictures Distribution


فیلم سینمایی مامور انتقال3

کارگردان: الیویه مگاتون. فیلمنامه: لوک بسون، رابرت مارک کیمن بر اساس شخصیت های خلق شده توسط خودشان. ‏موسیقی: الکساندر آزاریا. مدیر فیلمبرداری: جیوانی فیوره کولته لاچی. تدوین: کامیل دلاماره، کارلو ریتزو. طراح ‏صحنه: پاتریک دوران. بازیگران: جیسون استیهم[فرانک مارتین]، ناتالیا روداکووا[والنتینا]، فرانسوا برلن[تارکونی]، ‏رابرت نپر[جانسون]، جرون کرابه[لئونید واسیلف]، دیوید آتراکاچی[ملکوم منویل]، ایان ساندبرگ[فلگ]، اریک ‏ابوانی[آیس]، جاستین راجرز[هوراشیو]. 100 دقیقه. محصول 2008 فرانسه. نام دیگر: ‏Le Transporteur 3‎‏. ‏
فرانک مارتین مجبور می شود دختر دزدیده شده لئونید واسیلف، رئیس سازمان حفظ محیط زیست اوکراین را در حالی ‏که دستگاهی به مچ دست های هر دو نفرشان بسته شده، از این گوشه اروپا- مارسی- به گوشه دیگرش –اودسا- منتقل ‏کند. فرانک خوش ندارد کاری را به زور انجام دهد، ولی این دستگاه به او اجازه نمی دهد بیش از 75 پا از اتومبیل دور ‏شود و به محض انجام این کار منفجر خواهد شد. همزمان واسیلف با فرستادن مامورینی سعی در نجات دخترش می کند ‏و بازرس تارکونی نیز که پایش به ماجرا کشیده شده، سعی دارد با مارتین تماس بگیرد..