طنز زیبای پـَـَـ نــه پـَـَــ سری پنجم 20 تی وی
با رفیقم رفتیم پیک نیک بهش چاقو دادم در کنسروو باز کنه، می گه: با چاقو بازش کنم؟!
نه پــ راست کلیک کن روش اوپن ویت بزن با مدیا پلیر بازش کن!
به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر .
میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم نه پَــ فوت کن , قطع کن
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه
بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟
نــه پـَـَـ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
به مامانم میگم تو یخچال اب خنک داریم؟ میگه تشنته؟ نه پ میخوام داراییهای بابام و بسنجم
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم
رفتم دکتر ( ۹۰ سالشه ) به من میگه مریضی ،میگم نــه پـَـَــــ امدم خاطراته جنگ جهانیا با هم مرور کنیم
داشتم تلویزیون میدیدم
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم نه پَـــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی
با دوستم رفتیم دم در خونه های مردم واسه کارای پایان نامه پرسشنامه بدیم پر کنن 2 ساعت توضیح دادم این پرسشنامه ها چیه و چی نیست بعد میگه آهان شما دو تا دانشجویین؟
نه پ مامورای حاکم شهریم تو مهمونی دیشب لنگه کفش دختر مورد علاقه شاهزاده جا مونده اومدیم ببینیم به پای شما می خوره؟!!!!!!!!!
بهش میگم پیر بشم چه شکلی میشم؟...میگه عزیزم مگه تو پیرم میشی؟...میگم نــه پـَـَــــ رشد نزولی دارم تبدیل به نطفه میشم!!!
رفته بودم مهمونی، گفتم میشه یه لیوان آب لطف کنین؟
خانومه گفت: میخواین بخورین؟
گفتم: نــه پـَـَــــ میخوام توش شیرجه بزنم
ماشین زده بهم پخشه آسفالت شدم رانندهه اومده میگه ببرمت بیمارستان؟؟نه پـَـَــ بزار کف اسفالت بمونم مردم به عنوان خط عابر پیاده از من استفاده کنن.
رفتم با هزار خواهش و تمنا وقت گرفتم که با رئیس دانشگاه صحبت کنم ، حالا که رفتم تو اطلاقش می فرمایند : با من کار داری ؟ نه پـَـَـ با اومدم گردو خاک اون مجسمه حافظ که گذاشتی پشت سرت ببرم تبرک واسه مامان بزرگم که سرطان داره شفا بده بهش ....
نه پــ راست کلیک کن روش اوپن ویت بزن با مدیا پلیر بازش کن!
به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر .
میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم نه پَــ فوت کن , قطع کن
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه
بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟
نــه پـَـَـ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
به مامانم میگم تو یخچال اب خنک داریم؟ میگه تشنته؟ نه پ میخوام داراییهای بابام و بسنجم
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم
رفتم دکتر ( ۹۰ سالشه ) به من میگه مریضی ،میگم نــه پـَـَــــ امدم خاطراته جنگ جهانیا با هم مرور کنیم
داشتم تلویزیون میدیدم
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم نه پَـــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی
با دوستم رفتیم دم در خونه های مردم واسه کارای پایان نامه پرسشنامه بدیم پر کنن 2 ساعت توضیح دادم این پرسشنامه ها چیه و چی نیست بعد میگه آهان شما دو تا دانشجویین؟
نه پ مامورای حاکم شهریم تو مهمونی دیشب لنگه کفش دختر مورد علاقه شاهزاده جا مونده اومدیم ببینیم به پای شما می خوره؟!!!!!!!!!
بهش میگم پیر بشم چه شکلی میشم؟...میگه عزیزم مگه تو پیرم میشی؟...میگم نــه پـَـَــــ رشد نزولی دارم تبدیل به نطفه میشم!!!
رفته بودم مهمونی، گفتم میشه یه لیوان آب لطف کنین؟
خانومه گفت: میخواین بخورین؟
گفتم: نــه پـَـَــــ میخوام توش شیرجه بزنم
ماشین زده بهم پخشه آسفالت شدم رانندهه اومده میگه ببرمت بیمارستان؟؟نه پـَـَــ بزار کف اسفالت بمونم مردم به عنوان خط عابر پیاده از من استفاده کنن.
رفتم با هزار خواهش و تمنا وقت گرفتم که با رئیس دانشگاه صحبت کنم ، حالا که رفتم تو اطلاقش می فرمایند : با من کار داری ؟ نه پـَـَـ با اومدم گردو خاک اون مجسمه حافظ که گذاشتی پشت سرت ببرم تبرک واسه مامان بزرگم که سرطان داره شفا بده بهش ....
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 15:12 توسط فرهاد (FARHAD-GSM)
|